زندگي نامه مولانا احمد محمدي (رح)
خوشا آنانكه با عزت زگيتي
بساط خويش برچيدند و رفتند
زكالاهاي اين آشفته بازار
محبت را پسنديد و رفتند
مولانا 16 ذي الحجه سال 1353 هـ . ق مطابق با اول فروردين سال 1314 هـ . ش در سوران در خانواده ي متوسط ديده به جهان گشوده ، پدر ايشان حاجي نواب كدخداي منطقه بود و در كودكي سايه مادر را از دست مي دهد ، و پيش مادربزرگ و دائي اش كدخدا نيازخان مي ماند ، تقريباً تا سنين رشد كمال رسيده به كشاورزي مي پرازد ولي اشتياق فراگيري علوم ديني وي را از كار و كسب كشاورزي دلسرد مي كند ، هر چند اولياء اين پسر برومند مانع فراگيري علم و دانش ديني مي شوند ، اما شوق و محبت و همت بالايشان ديوار مستحكم ممانعت را شكسته ، راه دشوار علوم را در آن زمان با چهره ي باز و روحي شاد مي پيماند ، مدتي كوتاه پيش حاجي مولوي سليمان در سراوان و سپس در زاهدان پيش ملائي ديگر نياز ارادت و خدمت برده ، علم مي آموزد ، تشنگي علمي ، وي را تا چشمه هاي زلال علمي پاكستان مي برد مولانا مدتي در دارالعلوم كراچي و بعد به دارالهدي تيدي سند مي رود ، ايشان با طلب و افر و ادب كامل از اساتيد بر جسته علمي و عملي مانند مرحوم مولانا اكبرعلي معروف به بابا و مولانا قاري رعايت الله و مولانا سليم الله و مولانا سبحان محمود در دارالعلوم كراچي و از مولانا قطب الدين و مولانا عزيزالرحمن و مولانا غلام قادر و مولانا امدادالله در دارالهدي كسب علم و فيض ، همچنين از اساتيد متخصص علوم صرف و نحو از علماي سند استفاده مي نمايد ، اين جوان در گرمي و عدم امكانات در مدارس سند مشكلات و راه خارزار را مردانه وار طي مي كند ، طلب و تلاش اين علم جو ، وي را در درس كلاس تفسير قرآن ( مركز رياضت ، مجاهدت همراه با آب طلاي اخلاص ) مولانا عبدالغني جاجروي ، مفسر قرآن ، صوفي باصفا ، عاشق مثنوي مولانا جلال الدين رومي مي رساند ، بعد از فراغت تحصيلي ، مولانا به منطقه بازگشته ، و در تلاش نشر آموخته هاي خود مي شود ، براي اين منظور مسجدي را در زابلي انتخاب مي كند ، هدف خاص مولانا تعليم قرآن و بيان عقايد مسايل ، احكام براي خوردسالان ، بزرگسالان حتي بانوان مي شود ، و در اين مورد موفقيت خاصي بدست مي آورد .