زربفت‌هاي متعلق به سده‌ي سوم پيش از ميلاد درحفاري‌هاي جنوب روسيه درنيمه‌ي سده‌ي نوزدهم كشف شد . نخ زريني كه به ظرافت تابيده و به پارچه پشمي دوخته شده تصوير برگ‌هاي مو و پيچك را پديد آورده است .

« فلوروس FLORUS » تاريخنويس شرح داده است كه چگونه در سال 53 پيش از ميلاد سپاهيان خسته‌ي رومي در واپسين نبرد با ايرانيان درشام ، هنگامي دست از نبرد برداشتند كه ايرانيان درفش‌هاي خود را كه از پارچه‌هاي زربفت و به رنگ‌هاي درخشان دوخته شده بود گشودند .

به روايت تواريخ دودمان‌هاي شاهي چين ، ‌نخستين نمايندگان چين در سال 105 پيش از ميلاد به دربار اشكاني گسيل شدند . در هدايايي كه به اين مناسبت مبادله شد ،‌ پارچه‌هاي ابريشمي و زربفت نيز مي‌بايست بوده باشد ، زيرا آيين فرمانروايان چيني آن بود كه اقوام همسايه را با چنين هدايايي با خود بر سر مهر آوردند . در سال 174 پيش از ميلاد ، امپراطور چين مي‌نويسد كه جامه‌اي زربفت را كه خود پوشيده بوده است و حاشيه‌اي ابريشمي و گلدار داشت با يك قباي بلند زربفت و ده قطعه ابريشم زربفت به خارج فرستاده است .

« فيليس اكرمان » با بررسي دقيق خود نشان مي‌دهد كه سوزن‌دوزي يا گلدوزي برسه گونه است : نخست گونه‌اي كه زمينه‌ي اساسي بافت را سراسر از بخيه‌ مي‌پوشانند تا مانند تقليدي از پارچه را بنمايد و بدينسان زمينه‌ي تازه‌اي از رنگ و نقش بوجود مي‌آوردند . شيوه‌ي دوم مانند زري‌بافي است كه درآن زمينه گويي همكار و همبازي نقش‌هايي است كه به رويش دوخته مي‌شود ؛ بيشتر گلدوزي‌ها و سوزن‌دوزي‌هاي ايراني امروزه از همين گونه است . گونه‌ي سوم ،‌ سوزن‌دوزي با خالص‌ترين شكل است كه بايد آن را نمودار بالاترين پايه‌ي پيشرفت اين هنر دانست . 

سوزن‌دوزي يكي از رودوزي‌هاي منحصر به فرد كشور به حساب مي آيد ،‌ هنري برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ كه بيانگر ذوق ،‌ سليقه ،‌ سنت و هنر منطقه‌ي بلوچستان است .

سوزن‌دوزي با زندگي روزمره‌ي زنان بلوچستان آميخته است و هر دختري به موازات آموزش اصول زندگي ،‌ سوزن‌دوزي را نيز فرامي‌گيرد ،‌با نقوشي هندسي ( گلها ، ‌بوته‌ها و تركيب بديع رنگها ) كه جهاني خيال انگيز را به نمايش مي‌گذارد . تمامي زنان بلوچ چه آنها كه در ايران و دراستان سيستان و بلوچستان زندگي مي‌نمايند و چه آنها كه در پاكستان ،‌ افغانستان و يا درديگر نقاط دنيا سكني گزيده‌اند ،‌ چه فقير و چه غني از سوزن‌دوزي براي تزئين لباس‌هايشان استفاده مي‌نمايند .

سوزن‌دوزي بلوچستان ،‌هنري گرانقدر است كه ازآنها به عنوان نور چشم زنان بلوچ يا سند هويت ، موجوديت و پشتوانه‌ي زنان بلوچ نام برده مي‌شود .

فصل يك :

تاريخچه‌ و مناطق فعاليت

سوزن‌دوزي عبارتست از كارهاي دست دوزي كه تنها با مدد ازدستاني توانا و فكر خلاق هنرمندان برعرصه‌ي يك پارچه جاودان مي‌گردد ،  و آنچه ازاين رهگذر برجاي مي‌ماند تنها حاصل ذوق ،‌سليقه ،‌ ابتكار و استعداد قابل تحسين هنرمندان اين وادي است .

سوزن‌دوزي را مي‌توان عصاره‌ي درددل‌هاي زنانه و بازتاب خاطرات تلخ و شيرين قومي درطول تاريخ برشمرد ، كه خودآميزه‌ي ذهني‌اي ازآهنگ و ريتم حركت دست‌ها گرديده‌است ، و منجر به پديد آمدن آثاري جاندار و جاودانه برتاروپودي سردو بي روح مي‌گردد.

تاريخچه‌ي سوزن‌دوزي:

سوزن‌دوزي هنري است با قدمت و سابقه‌اي به بلنداي تاريخ سرفراز بلوچستان . ازاين روي بدان بلوچي دوزي‌ هم مي‌گويند . هنر- صنعت‌ي ريشه دوانيده درتارو پود زندگي عشيره‌اي منطقه ،‌ بازتاب ذوق و خلاقيت زنان درآئينه‌ي نقوش و طرح‌هاي جاودانه .

ريشه‌هاي اين هنر را مي توان درلايه‌هاي زيرين تاريخ قومي منطقه يافت ،‌همراه زنان بلوچ ،‌ بي هيچ واسطه هركجا كه ردپايي از زنان بلوچ يافت گردد ،‌ سوزن‌دوزي نيز عظمت خويش را به ديده مي‌كشاند .

درحال حاضر درتمام بلوچستان زنان سوزن‌دوز بدين هنر مشغول مي‌باشند . ازجمله‌ي عمده ترين مراكز سوزن‌دوزي استان مي‌توان به مناطق ذيل اشاره نمود :

اسپكه ( ESPAKE) ، هريدك ( HARIDOK ) ، قاسم آباد ( GASEM ABAD ) ، بمپور ( BAMPUR  ) ، نكوچ ( NEKOC ) درشهرستان ايرانشهر .

كوپچ  ( KOPC ) ،‌ پيپ ( PEIP ) ،‌ مته سنگ ( MOTESANG ) ،‌ چانف ( CANF ) ،‌ مهنت ( MEHNAT  ) درشهرستان نيك شهر .

ايرندگان (‌ IRANDEGAN ) ،‌ مارندگان ( MARANDEGAN ) ،‌ اسماعيل آباد

(ESMAIIL ABAD  ) درشهرستان خاش .

گشت (‌ GOST ) ،  سوران ( SURAN ) ،‌ جالق ( JALG ) ،‌ كله‌گان (‌ KALEGAN ) درشهرستان سراوان .

و همچنين شهرستان زاهدان .

ازمشهورترين و مرغوبترين نمونه‌هاي سوزن‌دوزي مي‌توان به توليدات مناطق قاسم‌آباد و نكوچ ايرانشهر و چانف درنيك شهر اشاره كرد . ذكر اين نكته نيز ضروري است كه سوزن‌دوزي‌هاي مناطق شمالي استان ( سرحد ) مشهورتر ازسوزن‌دوزي‌هاي مناطق جنوبي ( مكران ) مي باشد .

ازجمله تفاوت‌هاي سوزن‌دوزي اين دومنطقه بايد به رنگ‌هاي تيره ترو نقوش ريز و پرتر مناطق جنوبي استان درمقابل رنگ‌هاي روشن با نقوش ساده‌ترسوزن‌دوزي‌هاي مناطق شمال استان اشاره نمود .

فصل دو :

1 - مواد اوليه و ابزارآلات :

سوزن‌‌دوزي هنري است كه تنها به سرپنجه‌ي دستاني هنرمند و توانا و به ياري سوزن و نخ شكل مي‌گيرد و قلمرو آن را با ماشين و چرخ و نسبتي نيست .

الف - مواداوليه :

1 - نخ :

مواد اوليه‌ي سوزن‌دوزي نخ و پارچه است . سوزن‌دوزان برحسب امكانات و سليقه‌ از نخ دمسه ( D. M .C ) ،‌نخ‌هاي رنگين ابريشم ،‌ نخ‌هاي پاكستاني و يا ازنخ‌هاي ويسكوز دولا ( ماده‌اي است شبيه ابريشم كه هنكام تابانيدن نخ پنبه به جهت استحكام به همراه آن تابيده مي‌شود ) . دربعضي از نمونه‌هاي سوزن‌دوزي ازآئينه نيز استفاده مي‌گردد.

2 - پارچه :

پارچه‌هاي مورد مصرف نيز عبارتند از گاندي ،‌نساجي مازندران ، فاستوني ،  ايران برك و اصولا كليه‌ي پارچه‌هاي كتاني و پنبه‌اي كه عموما از بازارهاي پاكستان ( به دليل استحكام ،‌ فراواني و ارزاني آنها ) تهيه مي‌گردد.

پارچه‌هايي كه درسوزن‌دوزي بلوچ مورد استفاده قرار مي‌گيرد ،‌ بايد داراي دو ويژگي عمده جهت سهولت دوخت باشد .

الف - داراي تار و پودي مشخص باشد .

ب -  داراي تار و پودي راست باشد ( كج راه نباشد ) .

ب ابزاآلات :

ابزار كار سوزن‌دوزي بسيار ساده مي‌باشند و عبارتند ازسوزن يا سوچه ( SUCHE ) ،‌ قيچي يا مقراض ( MEGRAZ  ) ، انگشتانه يا شستي ( SHASTI ) .

به هر صورت بايد اذعان نمود كه اساسا سوزن‌دوزي به شيوه‌ي اصيل و قديمي آن بادست ،‌ سوزن و نخ صورت مي‌گيرد .

انواع روش‌هاي كار سوزن‌دوزي :

سوزن‌دوزي‌ها به سه نوع پركار‌ ،‌ ميان‌كار و كم‌كار تقسيم مي‌شوند ، نوع پركار روي پارچه‌هاي ريز بافت انجام مي‌گيرد و تمام سطح قطعه‌ي پارچه‌ي مورد نظر سوزن ‌دوزي مي‌شود .

درنوع ميان‌كار قسمت بيشتر پارچه سوزن‌دوزي مي‌شود و درنوع كم كار فواصل طرح‌ها براساس تشخيص سوزن‌دوز پر مي‌گردد.

درمناطق جنوبي استان ( مكران ) درمورد انواع كار تقسيم بندي ديگري نيز وجود دارد ،‌كه عبارتند از :

1-    خرد كار كه سخت‌تراست و نقش‌ها ريزتر و پرتر دوخته مي‌شوند با نقشه‌اي خوب .

2-     تويي كه درآن نقش‌ها گشاد و نامرغوب‌تر است و كم كارتر.

براي سوزن‌دوزي‌هاي پركار ازپارچه‌هاي پنبه‌اي ريز بافت و براي سوزن‌دوزي‌هاي كم‌كار و ميان‌كار از پارچه‌هاي درشت بافت استفاده‌ مي‌گردد . از تكنيك‌هاي دوخت نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :

1-    دور دوزي « براي انتقال طرح بر روي پارچه » .

2-     پردوزي « ظريف دوزي » .

3-    پريوار دوزي .

4-     گراف دوزي « آسان تانكه يا افغاني دوزي » .

5-    آئينه دوزي « پيت دوزي » .

6-     جبك دوزي .

فصل سوم :

نحوه‌ي دوخت :

درابتدا سوزن دوز ازپارچه قطعه‌اي دلخواه را جدا نموده و سپس طرح مورد نظر را بر روي آن منتقل مي‌نمايد . درادامه با استفاده از روش دوردوزي ،  خطوط محيطي طرح را دوخته و آنرا از بقيه‌ي پارچه مجزا مي‌نمايد .

درادامه با استفاده از يكي از روش‌هاي دوخت درون طرح مورد نظردوخته مي‌گردد ، غالبا سوزن‌دوز به تنهايي به تهيه‌ي محصولات سوزن‌دوزي مي‌پردازد . اما اگر به صورت كارگاهي به اين امر اقدام  نمايد . هر سوزن‌دوز تنها يك رنگ را سوزن‌دوزي مي‌نمايد .

براي آموزش سوزن‌دوزي معمولا از سه تاري شروع و به مرور با دوخت ده تاري اين آموزش تكميل مي‌گردد ( منظور از سه‌تاري اين است كه سه‌تار از پارچه را گرفته و سوزن را از آن مي‌گذرانند و ده‌تاري هم با گرفتن ده‌تار از پارچه شروع مي‌شود ).

لباس زنان بلوچي از شش قطعه‌ي سوزن‌دوزي شده تشكيل شده است . از اين قطعات آن‌كه براي پيش سينه مي‌باشد را جي ( JI ) يا زي ( ZI  ) و قطعه‌ي ديگر كه به شكل محراب پنج ضلعي بوده و در قسمت پايين پيراهن به صورت عمودي به موازات پيش سينه از كمر پيراهن تا نزديكي‌هاي پايين دامن دوخته مي شود را اصطلاحا پندول ( PANDUL  ) يا گوپتان ( GUPTAN ) مي‌نامند دو قطعه نيز زينت بخش سر آستين پيراهن و دو قطعه نيز زينت بخش سرپاچه‌هاي شلوار زنان بلوچ مي‌باشند .

دربعضي از مناطق بلوچستان بدان كريك ( KRIK ) ، بدنك ( BADANOK ) ، جيك ( JIKE )  نيز گفته مي‌شود .

فصل چهارم :

نقش‌ها و طرح‌ها :

هنرمند بلوچ مي‌كوشد تا واقعيات زندگي ، محيط اطراف ،‌ مردم منطقه و باورهاي قومي خويش را درآثارش منعكس و بدين صورت جاودانه نمايد .

هنرمندان از موجودات و حيواناتي كه هر روز با آنان سرو كار دارند و جزيي از زندگي آنان مي‌باشند نقش مي‌زنند . حيواناتي چون بز كه عمده‌ترين وسيله براي امرار معاش خانواده‌ي سوزن‌دوز است ،‌ شتر حيوان نجيب و صبوري كه يار جدا ناشدني مردم منطقه‌ بوده و كاراترين وسيله‌ي نقل و انتقالات درمحيط منطقه مي‌باشد ،‌ نعمتي خدادادي كه درسفال  كلپورگان ماندگار گرديده‌‌است . عقرب ،  مار و  كه از نوقوش رايج دربلوچستان مي‌باشند .

نقوش بلوچستان ،‌ الهام گرفته ازحيوانات و گياهاني بوده كه به مرور دست خوش تغيير و تحول گشته و به صورت اشكالي هندسي ماندگار گشته‌اند ، كه اين خود ( هندسي بودن نقوش ) نيز از ويژگي‌هاي طرح‌ها و نقش‌هاي قديمي ايران و بلوچستان است .

نقش و نگارهاي سوزن‌دوزي ، نسل به نسل بوسيله‌ي مادران به دختران آموخته مي‌شود و درلايه‌هاي زيرين ذهن زنان مأوا گزيده و همزاد زنان بلوچستان مي‌گردد . هركدام از نقش و نگارها داراي نام و مشخصات جداگانه مي‌باشد ،  هر جزء نقش هرچند كوچك خود مستقل بوده و داراي رنگ ،‌ شكل و نامي ويژه‌ي خود مي‌باشد ، ‌كه همگي درحافظه‌ي قوي زن بلوچ به يادگار سپرده شده است . باري نقش و نگارهاي سوزن‌دوزي را مي‌توان تجلي گاه آمال و آرزوهاي زنان هنرمند بلوچ دانست .آمال و آرزوهايي كه تنها دردنيايي پررمز و راز سوزن‌دوزي تحقق مي‌يابد و طبيعت را آنچنان كه مي‌طلبد مي‌آفريند .

در سوزن‌دوزي گلها به ابعاد و اشكال گوناگون مي‌باشند و نقشها نيز اغلب هندسي است و هنرمند بلوچ بدون طرح و الگو و براساس ذهنيات خويش به سوزن‌دوزي مي‌پردازد . قرينه سازي درطرح‌ها‌ي سوزن‌دوزي اساس زيبايي شناختي آنان است و اشكالي كه بيشتر هندسي مي‌باشند .

عمده‌ترين رنگ‌هاي بكار رفته در سوزن‌دوزي بلوچستان نيز عبارتند از قرمز ( 80% ) ،‌ سبز ،‌ بنفش ،‌ نارنجي و عموما رنگ‌هاي تيره و تند كه تنها براساس سليقه‌ي سوزن‌دوز دركنارهم چيده مي‌شوند . ( درسال‌هاي اخير با توجه به نظارت و حضور سازمان صنايع دستي تناسبات بين رنگ‌ها و طرح‌ها بيشتر گرديده است ) .

همان گونه كه پيشتر نيز اشاره رفت ،‌ درتمامي خطه‌ي بلوچستان ،‌ درتمام شهرها و روستاهاي دورافتاده‌ي اين خطه مي‌توان زنان و دختران هنرمندي را ديد، بدون آن كه برايشان طرحي را رسم كرده باشند ، با انتخاب نخ و پارچه ، طرح ها و نقش‌هايي جسورانه و بديع مي‌آفرينند . طرح‌هاو نقش‌هايي كه برآيند سنتي هزاران ساله مي‌باشد و غريب آن كه درنقاط مختلف بلوچستان ،‌ از دركنار هم چيدن اين طرح‌ها ،‌آثاري متفاوت را پديدمي اورند سوزن دوز بلوچ ، با استفاده از  تركيب رنگ‌ها ، نقش گل‌ها و بوته‌هايي ،‌ كه تنها درانديشه و خيال هنرمند ،‌ زاده مي‌شود ،‌ مي‌پرورد و به تكامل مي‌انجامد ،‌ اثري زيبا مي آفريند و آدمي متحير ازآن است كه اين همه دركجا ،‌چگونه و توسط كدامين ذهن پويايي پديد آمده ،‌ شكل گرفته و زينت بخش محفل گرم سوزن و نخ پارچه گرديده است .

 به عبارت صحيح‌تر اين نقش و نگارها برگرفته از زندگي مردم و تجلي گاه آرزوهاي زنان هنرمند است . خاستگاه‌ اين نقوش ‌ ذهن و تخيل هنرمند ،‌ گل و گياهان ،‌ ابزاآلات و و سايل زندگي ،‌ عناصر طبيعت ( همچون ماه ،‌ خورشيد ،‌ كوه ) و حيوانات منطقه است .

كوچك‌ترين جزء‌ هر طرح و نقش داراي شكل ، ‌رنگ و نامي و ابعاد و اشكال گوناگون است . نقوش سوزن‌دوزي تماما هندسي و بيشتر اشكال مثلث ،‌ لوزي ومستطيل بوده زاويه سازي و قرينه سازي درطرح‌هاي سوزندوزي اساس زيبايي آنان است .

انواع طرح‌هاي سوزن‌دوزي عبارتند از:

1-    طرح‌هاي تاري :

شامل سه تاري ،‌ چهار تاري ،‌ ده تاري .

2-    طرح‌هاي گل :

گل پركار ،‌ دانه دار ،‌ گندمي ،‌پركاش ، گل تنك ،‌ كويج ،‌ كيسه دوز ،  سراواني ،‌

3-    طرح‌هاي حاشيه‌اي يا اطراف گل :

چپ و راست كش ، بن ، موسم ،‌ سفيد سر ، سرزي‌كش ،‌ چشم سورمه .

علاوه براين طرح‌ها ،‌ طرح‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه يادآور شي و يا موضوعي خاص مي‌باشد ،‌ مانند طرح‌هاي چشم ماهي ، چشم گوساله ،‌ گورچشم ،‌چشم سورمه و